تبليغاتX
در کوچه های بیقراری

در کوچه های بیقراری

بیا ره توشه برداریم. قدم در راه بی برگشت بگذاریم!

ای کاش آدمی دیوانه بودم!آنگاه لازم نبود برای هر کاری دلیل بیاورم!کاش میتوانستم به راحتی دیوانگی کنم!ای کاش میتوانستم به آشنایانم که به ظاهر نگران حال من هستند بی احترامی کنم و بدون توجه به گفته ها و نصایح و سفارشهایشان آنچه را انجام بدهم که خود میخواهم!چه کسی گفته حرف بزرگترا حجت است!من یک انسانم و میتوانم برای سرنوشت خود تصمیم بگیرم!به دیگران چه که من بدبخت میشوم یا خوشبخت!؟روزی این کار را خواهم کرد!و هر سنتی را لگدمال خواهم کرد!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 دی1383ساعت 22  توسط آزاده  |