من بسی خشنود و سرخوش هستم از اینکه اعلام کنم که دیروز پُرُوِ لباسم بود و با سربلندی از این امتحانِ بسیار سخت و کشنده خلاصی یافتم! باشد که لاغری همیشه حکمفرما باشد. هر چند که همه مرا به سخره می گیرند زمانی که می گویم یک کیلو و نیم چاق شده ام چرا که اعتقاد دارند وزن 52 کیلو، به خودیه خود کم است. باری، من که گوشم بدهکار نیست!
اینم آخه شد شانس؟!! این چه وضعشه!؟ چرا یهو اینقدر طلا گرون شد آخه؟!!؟ ما هنوز حلقه نخریدیم:(( آخه چرا!؟!؟ به کدامین گناه؟!؟!
من خیلی از کلاسهای ایروبیک دوسم میاد! مخصوصا با مربیای که ما داریم!
هوایِ مشهد هم که دیوونه است! اون از هوای هفته قبل که اونقدر سرد بودش که آدم جرات نداشت از خونه بیاد بیرون و نه این دو سه روز که اینقده هوا خوب شده که میشه بدون لباس گرم رفت بیرون! انشاالله که هفته دیگه هم هوا همچنین خوب باشه. هر چند که دو رو بریهام (درست بید؟!) اعتقاد دارند که روز نامزدیم به علت اینکه تهدیگ زیاد می خورم کاملا هوا خفن خواهد بود و رگبار و غبار صبحگاهیه فراوونی رو پیش بینی کردند. باشد که خدا بر ما رحم کناد!
میبینم که افتادم به مزخرفگویی و کسی هم نیست جلومو بگیره! تحملم کنین، خوب میشم!
در ضمن خواهرزاده گرامی فرمودند که عکسی که این کنار گذاشتم رو عوض کنم چرا که زشته. منم سعی کردم که یه عکسِ بهترتر پیدا کنم و اینجا بگذارم!
با اجازه رخصت!!
باقی بقایتان، جانم فدایتان!!
خـــــــــــــوب میشم!!! قــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــول:)
