تبليغاتX
در کوچه های بیقراری

در کوچه های بیقراری

بیا ره توشه برداریم. قدم در راه بی برگشت بگذاریم!

من خوبم!! فقط سیستم ام مریضه:(( اونقدر مریض بود که مجبور شدم بفرستمش دکتر بعد از ۵ سال! خودمم نتونستم براش کاری بکنم و اجبارا رفت دکتر:(( منم الان یه هفته است که از کامی جونم دورم! الان هم اومدم کافی نت:(( از جمعه هم میرم تهران و یعنی ۲ هفته ای اینجا تعطیله!! ببخشید دیگه!

بعدشم من الان از سر جلسه کنکور میامو خیلی کارم درسته:)) من برمیگردم! فقط اومدم بگم که زیاد نگرانم نشین. چون که زنده هستم:)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 اسفند1384ساعت 14  توسط آزاده  | 

...پارسال هم امضا کردم چون فکر می‌کنم گوگل که واسه سالروز از تخم دراومدن جوجه اردک زشت‌رو هم لوگو می‌ذاره باید انقدر بفهمه که نوروز چیه! وقتی لوگو رو دیدم کیف کردم. اما راستش به نظرم اومد لوگوی خوشگلی نیست! امسال هم هفتان لینک گذاشته تا بریم و دوباره گوش گوگل رو یه دور بچرخونیم که فراموش نکنه. به نظرم اون لوگوی آخر که او شکل تخم مرغه و یکیش هم شکل سیب تو خالی خیلی با مزه‌ست. به نظر من هم باید نوروز رو معرفی کنه و هم باید شیک باشه. باید واسه یاهو هم چنین طرحی ارسال بشه اما متاسفانه خودم راهش رو بلد نیستم. اگه واستون جالبه پشت گوش نندازین:  http://www.esfahanhost.com/nowrouz

دیشب میخواستم که این لینک رو بذارم ولی به قدری عصبانی بودم که یادم رفت! اما فرقی نداره! تا دیر نشده برین و به قول ولنتاین گوش گوگل رو کمی بتابونین که وظیفشو یادش نره:)

 

دیشب فکر میکنین که خواب کی رو دیدم؟! امکان نداره به ذهن بنی بشری خطور کنه!؟:(( الا ذهن خلاقِ خودم:((

خواب رئیس جمهور رو با هالهء نورانیش دیدم که ازش تقاضا میکردم که الهام افروتن رو ببخشه و تا جایی که میتونه این مهرورزی رو ازش دریغ نکنه! شما بودین چه احساسی بهتون دست میداد؟! الله اعلم...

 

الان دارم از اکونت جدیدی استفاده میکنم که حتی بی بی سی رو هم فیلتر کرد. سایتی که درِش عکسها رو آپدیت میکنم هم فیلتر شده و بعضی از عکسها رو نمیتونم ببینم:(. خیلی مسخره است! خیلی!!! باز صد رحمت به آی.اس.پی البرز که خیلی از سایتها رو هنوز فیلتر نکرده!

 

امروز باز دست به دوربین شدم و کلی عکس خوشگل گرفتم! همه رو میذارم در فتوپیج. حق کپی رایت رو لطفا رعایت کنین! ممنون!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 اسفند1384ساعت 16  توسط آزاده  | 

ما نزديکيم   

 

ما نزديکيم  خداوندا

نزديک و دردسترس.

 

پيشاپيش مستعمل و

خراشيده به ناخن

و  مجروح آن‌سان که

تن‌هايمان، تن تو شد، خداوندا

 

دعاکن، خداوندا

برای ما دعا کن

ما نزديکيم

 

هنگامه‌ی باد کج، بدان‌جا رفتيم

رفتيم  تا روی گودال و چاه خم شويم

 

تا آبياری شويم ، بدان‌جا رفتيم خداوندا

 

خون بود،  همان‌

که شما ريختيد خداوندا

 

سوسو می‌زد

 

تصوير شما را در چشم‌هايمان انداخت، خداوندا

چشمها و دهان‌هامان تهی‌است، خداوندا

 

مست شديم خداوندا

از خون و از تصويری که در خون بود

 

دعا کن خداوندا

ما نزديکيم

 

شعر از پل سلان- برگردان محسن عمادی

 

*من الان شدیدا عصبانیم! شدید هم عصبانیم! مواظب پاچه​هاتون باشین! چی میشه هر کسی سرشو بکنه تو لاکِ خودش و کاری به کار دیگران نداشته باشه و دهنِ بو گندوشونو هی باز نکنن و تراوشات ذهنِ بیمار و مالیخولیاییشونو بیرون ندن؟! چی میشه واقعا؟! میمیرن یعنی؟! از فامیل و خاله زنک بازیاشون خسته شدم! ذهنهای بیمار که منتظرن حتی به طرز وارد شدنت به wc و اینکه کدوم لنگتو اول گذاشتی ایراد بگیرن! به درک! جونتون از دماغتون در بیاد! دیگه برام مهم نیست!

 

*در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم

 سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

( منظور حافظ این بوده که به دَرَک که هر چی گفتن فضولا و خاله زنکها! )

 

*بگذریم! از طریق وبلاگ پاگرد با این وبلاگ آشنا شدم! خیلی وبلاگ آرامش بخشیه!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 اسفند1384ساعت 22  توسط آزاده