به سلامتی تعطیلات هم تموم شد. اولین روز کمی قاط زده بودم ولی خوشبختانه به کمک همسر گرام و خانواده هر دو طرف آروم گرفتم و تموم شد! انگار به نیت سال سگی باید پاچه میگرفتم! اصولا جوگیری هم بد دردیه!
از روز اول سال خونمون شلوغ بود. روز اول که داداشم طبق سالهای گذشته نذرش رو به جا آورد. شوله نذری در خونه پخش کردیم. البته شولهای که من میگم فقط در مشهد هستش یه چیزیه تو مایههای حلیم با کمی فرقِ زیاد. با دارچین و شکر می خورنش و خیلی هم خوشمزه است. از روز دوم هم روضه مامان شروع شد. چندین سال هستش که در دهه آخر ماه صفر ادا میشه. از روز سوم هم، همسر گرام به همراه خانواده اومدن مشهد تا صبح 11 فروردین.
تعطیلات بسیار عالیای بود. بهترین فرصتی بودش که با همسر گرام و خانوادش بیشتر آشنا بشم:)
متاسفانه هر جا که رفتیم یادم میرفتش که دوربین دیجیتال رو همراه خودم ببرم و شکارِِ لحظهها بکنم!
به جای 13 هم 2-13 رو به در کردیم.
طبیعت فوق العاده زیبا شده. حتما از این هوای خوب و مناظر بکر استفاده کنین. فرصت خوبیه برای دوباره زنده شدن و جوون شدن.
راستی شنبه هم تفلدم بودش و وارد 27 سالگی شدم، 26 هم تموم شد:( کلی پیر و فرتوت شدم:))
واااااااااااااای! یادم رفت گندِ بزرگی که در محضر مادر شوورم انجام دادم رو تعریف کنم:))
شب سومی که خونمون بودند. من مقدمات شام رو آماده کردم. اتفاقا اون شب شوله داشتیم به همراه یه سری مخلفات دیگه. همه چی رو سر سفره گذاشتم به اضافه دارچین. من و بقیه اهل و عیال خونوادهی خودم شوله نخوردیم به غیر از داداشم! شام خوردبم و سفره جمع شد و من هم مشغول شستشو در آشپزخونه بودم و خواهرم داشت وسایل رو جمع و جور میکرد، داشت دنبال ظرف دارچین میگشت. یه ظرفی رو بهم نشون داد و پرسید همینه؟! گفتم آره! درشو باز کرد و برای اطمینان بوییدش، دیدم چشاش گرد شد و گفت آزاده این که کاکائوئه!!! ظرف رو گذاشتم تو سینک و با چشای دو برایر گرد شده، گفتم مطمئنی؟! گفت: آره به خدا!!! یهو هر دو زدیم زیر خنده و غشیده بودیم:)) مامان اینا که صدامون رو شنیدن، پرسیدن چی شده؟! و خواهرم جانفشانی کردش و گفت به جای دارچین کاکائو آوردم!! ( البته من خودم پیش همه اعتراف کردم که شاهکار من بوده:)) ). هیچی دیگه! بعدش تحقیق به عمل اومد که مادر شوورم خودش فهمیده بوده و به رو نیاورده:)). آدم گند بزنه هر چقدر دلش میخواد اما پیش خانواده شوورش دیگه واویلاست! اندِ گاف هستم دیگه، مادر شوور، آشنا، غریبه نمیشناسم!

